تبلیغات
حریم ولایت
حریم ولایت
اولین خانه ی مجازی
مدافعان حریم ولایت


آقا اجازه ؟!دست خودم نیست خسته ام.در درس عشق در صف آخر نشسته ام .یعنی نمیشود که بینم سحر رسید؟درس غریب «غیبت کبری»به سر رسید؟آقا اجازه؟بغض گرفته گلویمان .آنقدر رد شدیم که
رفت آبرویمان.استاد عشق!صاحب عالم !گل بهشت باید که مشق نام تو را تا ابد نوشت

محمد شاملی

کد :                         فیش تبلیغ                تاریخ :    /     /     13      

موضوع کلی : اعتقادی

مخاطب: عام

نمایه :

 

م. عام :   ولایت

مناسبت: عام  

م. خاص :    غصب خلافت

نوع مطلب : حکمت

خلاصه فیش  :  


وَ قَالَ علی ( علیه السلام ):

لَنَا حَقٌّ فَإِنْ أُعْطِینَاهُ وَ إِلَّا رَكِبْنَا أَعْجَازَ الْإِبِلِ وَ إِنْ طَالَ السُّرَى و هذا القول من لطیف الكلام و فصیحه و معناه أنا إن لم نعط حقنا كنا أذلاء و ذلك أن الردیف یركب عجز البعیر كالعبد و الأسیر و من یجری مجراهما

امام علی  علیه السّلام فرموده است :
1- براى ما حقّى (خلافت) است (كه پیغمبر اكرم تعیین نموده) پس اگر آنرا بما بدهند خواهیم گرفت و اگر ندادند بر كفل شترها سوار مى شویم هر چند این سیر و شبروى دراز باشد (سختى را بر خود هموار نموده شكیبائى از دست نمى دهیم هر چند بطول انجامد.
سیّد رضىّ «رحمه اللّه» فرماید:) این فرمایش از فرمایشهایى است كه با دقّت و تأمّل فهمیده میشود و رسا است، و معنى آن اینست كه اگر حقّ ما را ندهند در سختى بوده و خواریم، و این براى آنست كه ردیف یعنى آنكه پشت سر سوار میشود مانند بنده و اسیر و كسى كه در مرتبه ایشان است بر كفل شتر سوار میشود (خلاصه مراد از اینكه امام علیه السّلام فرموده است اگر حقّ ما را ندهند بر كفل شترها سوار مى شویم آنست كه مانند ردیف در رنج و سختى مى مانیم، و ممكن است فرمایش امام علیه السّلام را این طور ترجمه نمود كه از بیان سیّد «علیه الرّحمة» درستر یا رساتر باشد: خلافت بهره ما است اگر آنرا بما دادند خواهیم گرفت و اگر ندادند بر كفل شترها سوار شده هرگز دست بر نداشته مهار شتر را یك باره بدست غصب كنندگان نمى سپاریم هر چند بطول انجامد، و دور نیست امام علیه السّلام این سخن را در روز سقیفه یا در آن ایّام فرموده باشد).

 

 

منبع

کتاب : نهج البلاغه                   نویسنده : سید رضی

یا .....

حکمت 21  

 





نوشته شده در تاریخ جمعه 24 خرداد 1392 توسط محمد شاملی
طبقه بندی: فیش های تبلیغی 

در بحرانی ترین لحظات جنگ ،وقتی  زمان لازم برای بریدن سیم های خاردار وجود نداشت، تنها گزینه ی پیش روی رزمندگان، قرار گرفتن یک نیروی داوطلب بر روی سیم های خاردار بود، تا سایر رزمندگان پا بر روی بدن او گذاشته و از سیم خاردار بگذرند. رزمنده ی داوطلب معمولا بر اثر جراحات وارده به واسطه ی سیم خاردار، به شهادت می رسید.  راستی چه کسانی می توانستند به چنین انتخاب سترگی دست بزند، جز آنان که از سیم خاردارِ نفس خود عبور کرده بودند.



شهید جلیل محدثی فر مسئول آموزش واحد تخریب «لشکر ۲۱ امام رضا»
 آموزش نحوه ی خوابیدن روی سیم خا ردار در مواقع اضطراری، سال 1362  فکه

منبع :خبرگزاری مشرق mashreghnews.ir



نوشته شده در تاریخ سه شنبه 17 اردیبهشت 1392 توسط محمد شاملی
طبقه بندی: سیره ی شهداء فیش های تبلیغی 

بغض کرده بود. می گفتند: بچه است اگر زخمی بشه، آه و ناله می کنه و عملیات را لو میده. شاید هم حق داشتند، نه اروند با کسی شوخی داشت نه عراقی ها. اگر عملیات لو می رفت غوا ص ها که فقط یک چاقو داشتند، قتل عام می شدند.فرمانده که بغضش را دید و اشتیاقش را،موافقت کرد.

شب عملیات توی گل و لای کنار اروند تو ساحل فاو خیلی آروم و بی صدا کنار بقیه شهدا دراز کشیده بود. جفت پاهایش زودتر از خودش رفته بودند بهشت ، کوسه ها برده بودند ، دهانش را هم پر از گل کرده بود که عملیات را لو ندهد!...





نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 26 بهمن 1391 توسط محمد شاملی
طبقه بندی: فیش های تبلیغی سیره ی شهداء 



این مطلب رو چند بار از حاج آقا ماندگاری شنیدم(گنهکارای مثل من بخونن)....
.
.
.
.
.
سر ظهر بود،پیغمر اکرم تو راه منزل بودن که ابلیس سر راه حضرت ظاهر شد سلام کرد....گفت یا رسول الله حاجتی دارم...پیغمبر فرمودن چی میخوای؟
ابلیس گفت:از اون روزی که از درگاه خدا بیرون شدم خدا یه ملکی رو مامور کرده که هر روز عذابم میده و تا قیامت کارش همینه...از خدا بخواه که اون ملک رو برداره...پیغمبر به زبان حال فرمود:تو چقدر پر رویی!!!!!....شیطان نا امید شد....در این هنگام جبرییل نازل شد،به پیغمبر فرود:یا رسول الله تو رحمت للعالمینی....با امید اومده نزد شما..نا امیدش مکن.
پیغمر دست به دعا برداشت و ملک تنبیه کننده شیطان برداشته شد...

یا رسول الله ما از شیطان پست تریم آقا جون؟!!!!مایی که دو ماه برا حسینت به سر و سینه زدیم....آقا من ناچیز هیچی...حاجت دوستام بده.




نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 20 دی 1391 توسط محمد شاملی
طبقه بندی: فیش های تبلیغی دل نوشته 

کد :                                                فیش تبلیغ                                   تاریخ :    /     /     13      

موضوع کلی : اعتقادی

مخاطب: جوان

نمایه :

1-       انحراف عزاداری ها

2-       شرکت نکردن در مجالس منحرف

م. عام :  حماسه حسینی    

مناسبت: عام

م. خاص  : منحرف شدن از هدف عزاداری

نوع مطلب :  نثر  

خلاصه فیش  :بعد از هر افراط و تفریط در هر کاری باید متنظر انحراف از هدف اصلی باشیم.

 

مانند افراد زیادی که در اوایل انقلاب برای ولایت فقیه و استنرار حکومت ولایی سر از پا نمی شناختند ، اما بعد از دوران جنگ و دوره ی سازندگی به تدریج رنگ باختند و به دشمنان داخلی نظام و ولایت فقیه تبدیل شدند برخی از این افراد حتی در جریانات انقلاب دارای نقش های ارزنده ای بودند ، افرادی مانند قطب زاده که در روز ورود امام به ایران گریه کرد اما بعد از چند سال کودتای نوژه را پایه ریزی کرد یا مثل برخی که در سال های اخیر هر چه توانسته اند علیه رهبری نوشتند و سعی در تضعیف کردن رهبری داشته اند .

از این رو هرگاه عزاداری از مسیری که در آغاز توسط خود دین برای آن تعین شده است خارج شود منحرف شده است نه تنها ارزش و اعتبار شرعی ندارد بلکه شرکت در آنها به معنی یاری کردن در گناه است که قرآن می فرماید:

وَ لَا تَعاوَنُوا عَلَی الإثمِ وَالعُدوان                                        سوره ی مائده آیه 2

مانند اینکه عزاداری ها به مجالسی برای رقابت تبدیل شده است یا محلی برای دروغ پراکنی بر خاندان عصمت باشد .

در همه ی این موارد نه تنها شرکت در عزاداری مجاز نیست بلکه قطعاً حرمت شرعی و عقلی نیز دارد .

 

 

 

 

منبع

کتاب : از شور تا شعور حسینی      نویسنده : محمد تقی اکبر نژاد

جلد  :                                        صفحه:  52

یا .....

 






 





نوشته شده در تاریخ دوشنبه 27 آذر 1391 توسط محمد شاملی
طبقه بندی: فیش های تبلیغی 

کد :                                    فیش تبلیغ                       تاریخ :    /     /     13      

موضوع کلی : اعتقادی

مخاطب: عام

نمایه :

 

م. عام :  قیامت

مناسبت: عام  

م. خاص :  کیفیت قیامت

نوع مطلب : روایت

خلاصه فیش  :  

 

 روزی جبرئیل به رسول خدا( ص ) عرض كرد: آیا دوست دارید كیفیّت قیامت را ببینید؟ پیامبر فرمود: بلی، جبرئیل، حضرت را به قبرستان بقیع آورد، پا را به قبری زد و گفت: به اجازه ی پروردگار برخیز» شخصی نورانی و خوشحال و خرّم سر از قبر به درآورد و گفت: «سپاس خدای را كه به وعده اش وفا كرد.  

بعد جبرئیل، پایش را به قبر دیگری زد و گفت: به دستور خداوند برخیز» شخص بدهیكلی با منظره ی ترسناك بیرون جست و گفت: واحسرتا! جبرئیل خدمت رسول اكرم عرض كرد: در روز قیامت، بدین گونه مؤمنین و كفّار سر از قبر بیرون می آورند. در روایات آمده است كه مؤمنین در عالم برزخ، از خداوند می خواهند كه قیامت زودتر بر پا شود، چون نمونه ی لذّت را چشیده و پی اصلش می گردند. از آن طرف كفّار و فسّاق می گویند: خدایا، ما را همین جا نگهدار چون نمونه ی كمی از عذاب را دیده اند و از عذاب دردناك جهنّم به هراس افتاده اند.   

 

 

منبع

کتاب معاد و قیامت در داستانهای شهید                   نویسنده : حسینی

جلد :                                                            صفحه:  85-86

یا .....

 






 

 





نوشته شده در تاریخ شنبه 13 اسفند 1390 توسط محمد شاملی
طبقه بندی: فیش های تبلیغی 

کد :                     فیش تبلیغ          تاریخ :    /     /     13      

موضوع کلی : اخلاقی

مخاطب: جوان

 

م. عام :  شهداء

مناسبت: عام  

م. خاص :   پشت سر ولایت حرکت کردن    

نوع مطلب : خاطره

خلاصه فیش  :  

 

  تو یه عملیاتی در اروند قواص ها برای اینکه شدت آب آنها رو نبرد دور کمرشان طناب می بستند و تا آب آنها رو نبره سر این طناب رو یه کمی به اندازه ی یه نفر از جلو اضافی گذاشته بودند یکی اومد و گفت چرا انقدر اضافه گذاشتید یه رزمنده ای گفت ما طناب و به دست امام زمان دادیم انقدر جای امام زمان است .

چقدر خوبه طناب مسیر حرکتمون رو به امامون بدیم حالا اگه به اون درجه  نرسیدیم می توانیم به دست نائبش که بدهیم اگه در این حوادث اخیر( اغتشاشات 88)  مردم طناب مسیر را از همان اول به دست رهبری می دادند و جهت حرکتشان همان جهتی بود که مقام معظم رهبری می رود آیا اینقدر کشور دچار حادثه می شد ؟  

 

 

 منبع

کتاب :                    نویسنده :

جلد :                        صفحه:  

یا .....





نوشته شده در تاریخ یکشنبه 2 بهمن 1390 توسط محمد شاملی
طبقه بندی: فیش های تبلیغی 
برچسب ها: اطاعت از ولی فقیه 

کد :                                                         فیش تبلیغ                                             تاریخ :    /     /     13      

موضوع کلی : اخلاقی

مخاطب: جوان

نمایه :

 

م. عام :  حماسه حسینی

مناسبت: عام  

م. خاص :  ثواب محبان امام حسین  

نوع مطلب : روایت

خلاصه فیش  :  

 

اوّلین بار است كه آقا ابیعبدالله روزه گرفته فاطمه (س) فرستاد دنبال آقا رسول الله )ص (بابا جان یا رسول الله اوّلین بار است حسین روزه گرفته، افطار قدم رنجه كنید، خدمت شما باشیم، همه كنار سفره افطار حسین جمعند، وقت افطار كه شد، آب مقابل حسین گذاشتند، وقتی خواست افطار كند یك نگاه به صورت جدّش رسول الله(ص)كرد، یا جدّا، به من چه میدهی افطار كنم؟ یك نگاه به صورت قشنگ حسین كرد فرمود: نصف عبادتهای من برای آنهایی كه تو را دوست دارند، امیرالمؤمنین فرمود حسین جان افطار كن، بابا جان به من چه میدهی افطار كنم؟ امیرالمؤمنین فرمود: نصف عبادتهای من برای آنهایی كه تو را دوست دارند. فردای قیامت یك وقت به پرونده اعمالت نگاه میكنی عبادتهای علی را میبینی. فاطمه (س) فرمود: پسرم افطار كن، مادر به من چه میدهی افطار كنم؟ فرمود: نصف عبادتهای من برای آنهایی كه برای تو گریه میكنند   ثواب یكی از آن نمازهای شب نشسته حضرت زهرا  (سلام الله علیها) برای همه ما بس است ثواب یكی از آن تازیانههایی كه در راه ولایت خورد برای مغفرت ما در روز قیامت بس است امام حسن ( علیه السّلام)فرمود: داداش افطار كن، برادر شما به من چه میدهی؟ فرمود: فردای قیامت خودم بر در بهشت میایستم یك یك محبّانت را وارد بهشت میكنم وقتی همه آنها وارد بهشت شدند بعد خودم وارد میشوم.   

در روایتی دیگر است که :

مَن تَذَکَّرَ مُصَابَنا فَبَکَی و اَبکَی لَم تَبکِ عَینُهُ یَومَ تَبکِی العُیُونُ و مَن جَلَسَ مَجلِساً یَحیِی فِیه اَمرُنا لَم یَمُت قَلبُهُ یَومَ تَمُوتُ القُلُوبُ.

 

کسی که مصائب ما را یاد نماید و گریه کند و بگریاند ، در روزی که چشمها گریانند ، گریان نخواهد بود و کسی که در مجالسی بنشیند که ولایت ما را رونق بدهد در روزی که دل ها خواهند مُرد ، دل او نخواهد مُرد .

 

 

منبع

کتاب :گل‌واژه‌های محرم                نویسنده :  مجمع‌الذاكرین

جلد :                                                       صفحه:  4-5

یا .....

 






 





نوشته شده در تاریخ دوشنبه 14 آذر 1390 توسط محمد شاملی
طبقه بندی: فیش های تبلیغی 

لحظه سخت جان دادن


یه روز عزرائیل نزدِ حضرت موسى اومد و  حضرت ازش پرسید که براىِ زیارت من اومدی یا براىِ قبض روحم؟»

عزرائیل  هم گفت که   براىِ قبض روحت اومدم .

حضرت موسی گفت که  یه ساعت به من مهلت بده تا با فرزندانم وداع كنم.

عزرائیل عرض کرد  که مهلتى در كار تو  نیست.




لطفاً برای خواندن ادامه مطلب کلیک نمایید

نوشته شده در تاریخ شنبه 21 آبان 1390 توسط محمد شاملی
طبقه بندی: فیش های تبلیغی 

گناهان هفته

صدای انفجار اومد و سنگرش رفته هوا . هر چی صداش زدیم جواب نداد سرش شده بود پر از ترکش . توی جیبش یه کاغذ بود که نوشته بود گناهان هفته : شنبه احساس غرور از گل زدن به طرف مقابل / یک شنبه زود تمام کردن نماز شب / دوشنبه فراموش کردن سجده شکر یومیه / سه شنبه شب بدون وضو خوابیدن / چهارشنبه در جمع با صدای بلند خندیدن / پنج شنبه سلام کردن فرمانده زود تر از من / جمعه تمام نکردن صلوات های مخصوص جمعه و رضایت دادن به هفصد تا . اسمش حسینی بود تازه رفته بود دبیرستان .

شادی روحش صلوات





نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 19 آبان 1390 توسط محمد شاملی
طبقه بندی: فیش های تبلیغی سیره ی شهداء 

کد :                                فیش تبلیغ                  تاریخ :    /     /     13      

موضوع کلی : اخلاقی

مخاطب: جوان

نمایه :

 

م. عام :  شهداء

مناسبت: عام  

م. خاص :    قانون های شهید علمدار  

نوع مطلب : قانون

خلاصه فیش  :  

 

قانون چهارم :

خدایا اعتراف می کنم از اینکه شب با یاد تو نخوابیدم و نماز شب بیدار نشدم

حداقل در هر هفته باید دوشب نماز شب بخوانم و بهتر است شب های سه شنبه و شب جمعه باشد

اگر به هر دلیلی نتوانستم شبی را بجا بیاورم باید برای هر شب 50 ریال صدقه و 11 رکعت تمام را بجا بیاورم

تاریخ اجرا    16 /6 /69

قانون پنجم :

خدایا ، اعتراف می کنم از اینکه خدا می بیند را در همه ی کار هایم دخالت ندادم و برای عزیز کردن خودم کار کردم .

حداقل در هر هفته باید دو صبح زیارت عاشورا و صبح جمعه باید سوره الرحمن را بخوانم

اگر به هر دلیلی نتوانستم زیارت عاشورا را بخوانم باید هفته بعد 4 صبح زیارت عاشورا و یک جزء قرآن بخوانم و اگر صبح    جمعه ای نتوانستم سوره الرحمن بخوانم باید قضای آن را در اولین فرصت به اضافه ی 2 حزب قرآن بخوانم

تاریخ اجرا   13  /  7 / 69

قانون ششم

حداقل باید در آخرین رکوع و در کلیه سجده های نماز های واجب صلوات بر محمد و آل محمد بفرستم .

اگر به هر دلیلی نتوانستم این عمل ها را انجام دهم باید به ازای هر صلوات 10 ریال صدقه و 100 صلوات بفرستم

تاریخ اجرا   18  /  8  /69 

قانون هفتم

حداقل باید در هر 24 ساعت 70 بار استغفار کنم

اگر به هر دلیلی نتوانستم این عمل را بجا بیاورم در 24 ساعت بعدی باید 300 بار استغفار کنم و باز هم ، 300 به 600 تبدیل می شود

تاریخ اجرا   30 / 9 / 69  

 

منبع

کتاب : علمدار  عشق               نویسنده : محمد یوسف نژاد   

جلد :                                                  صفحه:  149 / 150 /151

یا .....

 






 





نوشته شده در تاریخ یکشنبه 15 آبان 1390 توسط محمد شاملی
طبقه بندی: فیش های تبلیغی سیره ی شهداء 

کد :                        فیش تبلیغ                 تاریخ :    /     /     13      

موضوع کلی : اخلاقی

مخاطب: جوان

نمایه :

 

م. عام :  شهداء

مناسبت: عام  

م. خاص :    قانون های شهید سید مجتبی علمدار

نوع مطلب : قانون

خلاصه فیش  :  

 

قانون اول :

پروردگارا  اعتراف می کنم از اینکه قرآن را نشناختم و به قرآن عمل نکردم

حداقل روزی ده آیه قرآن باید بخوانم

اگر روزی کوتاهی کردم و یا به هر دلیلی نتوانستم این ده آیه را بخوانم روز بعد باید حتماً یک جزء کامل بخوانم .

تاریخ اجرا    4/5 / 69

قانون دوم :

پروردگارا ، اعتراف می کنم از اینکه نمازم را بیمعنی خواندم و حواسم جای دیگری بود در نتیجه دچار شک در نماز شدم .

حداقل روزی دو رکعت نماز قضا باید بخوانم .

اگر روزی به هر دلیلی نتوانستم این دو رکعت را بخوانم روز بعد باید نماز قضا ی یک 24 ساعت یعنی 17 رکعت نماز  قضا بخوانم .

تاریخ اجرا   11/ 5 /69

قانون سوم

خدایا ، اعتراف می کنم از اینکه مرگ را فراموش کردم و مواظب اعمالم باشم ولی نشدم .

حداقل هر شب قبل از خواب باید دو رکعت نماز تقرب بخوانم

اگر به هر دلیلی نتوانستم این دو رکعت را بجا بیاورم روز بعد باید 20 ریال صدقه و 8 رکعت نماز قضا به جا بیاورم .

تاریخ اجرا     26 / 5 /69

 

 

 

منبع

کتاب: علمدار  عشق            نویسنده : محمد یوسف نژاد   

جلد :                                                     صفحه:  146- 147 -148

یا .....

 






 





نوشته شده در تاریخ جمعه 6 آبان 1390 توسط محمد شاملی
طبقه بندی: فیش های تبلیغی 
مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
By Ashoora.ir & Blog Skin