تبلیغات
حریم ولایت
حریم ولایت
اولین خانه ی مجازی
مدافعان حریم ولایت


آقا اجازه ؟!دست خودم نیست خسته ام.در درس عشق در صف آخر نشسته ام .یعنی نمیشود که بینم سحر رسید؟درس غریب «غیبت کبری»به سر رسید؟آقا اجازه؟بغض گرفته گلویمان .آنقدر رد شدیم که
رفت آبرویمان.استاد عشق!صاحب عالم !گل بهشت باید که مشق نام تو را تا ابد نوشت

محمد شاملی

اوصاف قیامت

1 – روز مجازات نشدن كسی به جای كسی دیگر

وَ اتَّقُوا یَوْماً لا تجْزِى نَفْسٌ عَن نَّفْسٍ شیْئاً

و از آن روز بترسید كه كسى به جاى دیگرى مجازات نمى شود = سوره بقره آیه 48

2 – مفید نبودن مال و ثروت

یَوْمَ لا یَنفَعُ مَالٌ وَ لا بَنُونَ

در آن روزیكه مال و فرزندان سودى نمى بخشد = سوره شعراء آیه 88

3 – روز تأسّف

وَ أَنذِرْهُمْ یَوْمَ الْحَسْرَةِ

آنها را از روز حسرت (روز رستاخیز كه براى همه مایه تاسف است ) بترسان = سوره مریم آیه 39

4 – روز طولانی

یَوْمٍ كانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِینَ أَلْف سنَةٍ

آن روزى كه مقدارش پنجاه هزار سال است = سوره معارج آیه 4

5 – روز پیر شدن كودكان

یَوْماً یجْعَلُ الْوِلْدَانَ شِیباً

در آن روز كه كودكان را پیر مى كند؟ = سوره معارج آیه 17



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 27 شهریور 1390 توسط محمد شاملی
طبقه بندی: آیات موضوعی 

 

 

عوام چـه كسـانـی هسـتنـد؟

عوام یعنی كسانی كه وقتی جَو به سمتی می رود، آنها هم دنبالش می روند و تحلیلی ندارند. یك وقت مردم  می گویند‌ «زنده باد!»اینها هم نگاه می كند، می گوید «زنده باد!»یك وقت مردم   می گویند «مرده باد!» نگاه می كند،‌می گویند «مرده باد!» یك وقت جَو این طور است؛ آن جا  می روند و یا طوری دیگر است جای دیگر می روند .

یك وقت ـ فرض بفرمائیدـ حضرت« مسلم» وارد كوفه می شود. می گویند:«پسر عموی امام حسین(ع) آمد. خاندان بنی هاشم آمدند. برویم. اینها می خواهند قیام كنند، می خواهند خروج كنند» و چه  و چه....... تحریك می شود، می رود دور و بر حضرت مسلم؛ می شوند هجده هزار بیعت كننده با مسلم! پنج، شش ساعت بعد، رؤسای قبائل به كوفه می آیند؛به مردم می گویند: «چه كار می كنید؟! با چه كسی می جنگید؟!‌ از چه كسی دفاع می كنید؟! پدرتان را در می آورند!» اینها دور و بر مسلم را خالی می كنند و به خانه هایشان بر می گردنند. بعد كه سربازان ابن زیاد دور خانه « طوعه» را می گیرند تا مسلم را دستگیر كنند،همین ها از خانه هایشان بیرون می آیند و علیه مسلم می جنگند! هر چه می كنند، تا روی فكر و تشخیص تحلیل درستی نیست. هر طور كه جَو ایجاب كرد، حركت می كنند. این ها عوامند. بنابراین، در هر جامعه، خواص و عوامی داریم.

بر گرفته از كتاب تاثیر خواص بر امت « دفتر حفظ و نشر آثار آیت الله خامنه ای ‍‍ « / ص : 23





نوشته شده در تاریخ شنبه 26 شهریور 1390 توسط محمد شاملی
طبقه بندی: حرف های گمشده -- فرمایشات امام خامنه ای 

بزهكاری اخلاقی :

عوامل روانی وخانوادگی

اهم بزههای موجود اخلاقی در جوانان 

درمان

پیامدهای روانی وغریزی وخانوادگی استمنا

هدف از زندگی:
نشانه های خوشبختی



برای مشاهده ادامه مطلب اینجا کلیک کن

نوشته شده در تاریخ جمعه 25 شهریور 1390 توسط محمد شاملی
طبقه بندی: موضوعات جذاب برای سخنرای خوب 

کد :                                                فیش تبلیغ                                   تاریخ :    /     /     13      

موضوع کلی : اخلاقی

مخاطب: جوان

نمایه :

 

م. عام :  حماسه حسینی

مناسبت: عام  

م. خاص :  ارزش و جایگاه حضرت فاطمه در صحرای محشر   

نوع مطلب : روایت

خلاصه فیش  :  

 

جابربن عبدالله انصارى (صحابه ارزشمند پیامبر) مى گوید: به امام باقر علیه السلام گفتم :

فدایت شوم ! تقاضا مى كنم حدیثى در مورد عظمت مادرت فاطمه برایم بفرمایید كه هر وقت آن را براى پیروان شما خاندان رسالت باز گفتم ، شاد و خرسند شوند.  امام باقر فرمود:

پدرم از رسول خدا نقل كرد كه پیامبر فرمود:  وقتى كه روز قیامت فرا مى رسد براى پیغمبران الهى منبرهایى از نور نصب    مى شود كه در میان آنها منبر من بلندترین منبرها خواهد بود. آنگاه خداوند مهربان مى فرماید:

اى پیامبر برگزیده ام ! سخنرانى كن ! و من آن روز چنان سخنرانى مى كنم كه هیچ كس حتى پیامبران و سفیران الهى نیز همانند آن را نشنیده باشند.

سپس منبرهایى براى جانشینان پیغمبران نصب مى شود و در میان آنها منبر جانشین من ((على )) از همه منبرها بلندتر است آنگاه خداوند به او دستور مى دهد سخنرانى كند و او سخنرانى مى كند كه هیچ كدام از جانشینان پیغمبران خدا مانند آن را نشنیده باشند.

پس از آن براى فرزندان پیامبران ، منبرهایى از نور نصب مى شود و براى دو فرزندم و دو گل باغ زندگى من ((حسن و    حسین )) منبرى مى گذارند و از آنان درخواست مى شود سخنرانى كنند و آن دو نور دیده ام سخنرانى خواهند كرد كه هیچ یك از فرزندان پیغمبران نشنیده اند.

سپس فرشته وحى ، جبرئیل امین ندا مى دهد كه ((فاطمه )) دختر گرامى پیامبر كجاست ؟

آنگاه فاطمه (س) بلند مى شود.

از جانب خداوند ندا مى رسد كه اى اهل محشر! اكنون شكوه و بزرگوارى از آن كیست ؟

پیامبر و امیرالمؤمنین و دو فرزند گرامى شان جواب مى دهند از آن خداى بى همتا.

خداوند مى فرماید: اى اهل محشر! من عظمت و بزرگوارى را بر پیامبر برگزیده ام محمد، و بندگان عزیزم على ، فاطمه ، حسن و حسین قرار دادم . هان اى اهل محشر! سرها را به زیر آورید و چشمانتان را بر هم نهید! این فاطمه دخت پیامبر است كه به سوى بهشت گام برمى دارد.

سپس جبرئیل امین شترى از شترهاى بهشت را كه دو سوى آن از انواع زینتهاى بهشتى آراسته و مهارش از لؤ لؤ تازه و زین آن از مرجان است ، مى آورد، بانوى دو جهان بر آن شتر سوار مى شود، آنگاه خداوند مهربان دستور مى دهد یكصد هزار فرشته از سمت راست و یكصد هزار فرشته از سمت چپ فاطمه را همراهى كنند و یكصد هزار فرشته را ماءمور مى كند كه آن بانو را بر روى بالهاى خویش گرفته و با این شكوه و جلال او را به در بهشت برسانند.

هنگامى كه به در بهشت مى رسد، به پشت سر خویش نگاه مى كند، از جانب خداوند ندا مى رسد:

 

 

اى دختر پیامبر محبوب من چرا وارد بهشت نمى شوى ؟

جواب مى دهد:

خداوندا! دوست دارم در چنین روزى مقام و منزلت من به همگان روشن گردد.  ندا مى رسد:

اى دختر حبیب من برگرد به سوى محشر نظاره كن ! هر كس در سویداى قلب او مهر تو یكى از فرزندان معصوم تو است برگیر و او را وارد بهشت ساز.

سپس امام باقر فرمود:

هان اى ((جابر))! به خدا سوگند! كه مادرم فاطمه آن روز شیعیان و دوستان خود را از میان مردم جدا مى كند، همانند پرنده اى كه دانه هاى سالم را از میان دانه هاى فاسد بر مى چیند. آنگاه پیروانش به همراه آن بانو به سوى بهشت روان مى شوند.

وقتى كه بر در بهشت مى رسند بر دلهایشان الهام مى گردد بایستند و آنها مى ایستند.

در این وقت از سوى پروردگار ندا مى رسد: اى دوستان من ! چرا ایستاده اید شما كه مورد شفاعت فاطمه قرار گرفته اید.

پاسخ مى دهند:

بار پروردگارا! دوست داریم در این چنین روزى ارزش بندگى و محبت اهل بیت رسالت را ببینم و مقام ما شناخته شود.

ندا مى رسد:

دوستان من به سوى صحراى محشر بنگرید! هر كس شماها را به خاطر محبتتان به فاطمه دوست مى داشت و هر كس در راه محبت شما به فاطمه اطعام و احسان مى كرد و آن كس كه به خاطر شما به آن بانو، لباس ‍ مى پوشانید و آب گوارا مى داد و هر كس غیبت غیبت كننده را به خاطر داشتن محبت شما به فاطمه رد مى كرد و از شما دفاع مى نمود... دست همه آنان را بگیرید و به همراه خود داخل بهشت جاوید بسازید.

 

منبع

کتاب :داستان های بحارالانوار                                      نویسنده :  

جلد :                                                    صفحه:

یا .....

 






 





نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 24 شهریور 1390 توسط محمد شاملی
طبقه بندی: فیش های تبلیغی 

مباحثی پیرامون شیطان پرستی


مقدمه :

شیطان پرستی (به تعبیر دقیق تر شیطان گرایی)حركتی است كه امروزه خصوصا در دنیای غرب مریدانی را به خود جذب نموده است.این حركت با پشتیبانی كانون های بزرگ سرمایه داری     (خصوصا یهود) و با پیامبری پیامبرانی چون موزیك متال و سینمای هالیوود رویای تسخیر عواطف و افكار بشریت را در سر می پروراند.

شیطان گرایی كه امروز در جهان (خصوصا آمریكا)جریان دارد دارای یك پیشینه تاریخی می باشد كه اگر بدون توجه به آن، اقدام به نقد و بررسی فرقه شیطان پرستی بنمائیم ممكن است دچار نوعی خطای علمی شده و این حركت را موجی بدانیم كه دردنیای غرب شكل گرفته و سردمداران و مریدان آن مشتی جوانان سركش و بی تجربه اند. این برداشت ناصواب و اشتباه علمی موجب بروز اقدامات مقابله ای غیر علمی و شتابزده دربرخورد با این جریان می شود كه نه تنها باعث جلوگیری از نفوذ این تفكر(كه امروزه در قالب یك فرقه مذهبی ظهور كرده) نمی شود بلكه در برخی موارد به صورت ناآگاهانه كمك به گسترش این فرقه می نماید.

بهتر آن است كه قبل از نقد و بررسی جریان امروز شیطان گرایی مروری كوتاه بر پیشینه ی تاریخی این جریان صورت پذیرد كه در ضمن آن خواننده می تواند برخی عوامل و بسترهایی را كه موجب بروز چنین جریاناتی در دنیای امروز گشته را شناسایی نماید و تحلیل دقیق تری از وضعیت امروز این جریان داشته باشد.

نکته اساسی در این بحث این است كه شیطان گرایی مورد بحث (چه در طول ادوار مختلف تاریخی و چه در دنیای معاصر) زائیده ی نگاه یهودی-مسیحی به شیطان است كه با نگاه اسلامی كاملا متفاوت می باشد. به برخی از این تفاوت ها در ادامه بحث اشاره می­شود.. ولی درنگاه یهودی مسیحی او یك فرشته است كه به همراه تعدادی از فرشتگان برای آزادی قیام نمودند و از دستگاه الاهی خارج شدند.


 

برای خواندن ادامه مطلب كلیك كنید

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 13 شهریور 1390 توسط محمد شاملی
طبقه بندی: فراماسونری و شیطان پرستی 

 

نکات مفید برای سخنرانی کردن:

1-     باید همیشه مواظب صحبت کردنمان باشیم = چون در حالت عادی چیزی بگوییم در سخنرانی می گوییم

2-    باید با هر کسی نشست و برخواست باشیم

3-    تمرین همیشگی هر کس: برود فرهنگ مطالعه کند = باید ادبیات فارسی را تکمیل کند. دقت در کلمات و عبارات عامیانه

4-    گفتگو با مردم و شنیدن حرفهای مردم بخصوص کسانی که خوش سخن هستند

5-    خواندن اشعار مولانا = اهنگین . گلستان = غنای ادبیات . حافظ = لطیف می کند صحبت را




ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 6 شهریور 1390 توسط محمد شاملی
طبقه بندی: آموزش سخنرانی دینی 

خدا رو دوست دارم چون *آی دیش* همیشه روشنه

خدا رو دوست دارم چون به همه *پیام ها* جواب میده

خدا رو دوست دارم چون حرفای آدم رو *سند توآل* نمی كنه

خدا رو دوست دارم چون هیچ كسی رو *مسخره * نمی كنه





نوشته شده در تاریخ جمعه 4 شهریور 1390 توسط محمد شاملی
طبقه بندی: جملات ادبی 

حرف ..... پس از گفتن!

یک زن جوان در سالن فرودگاه منتظر پروازش بود . چون هنوز چند ساعت به پروازش باقی مانده بود، تصمیم گرفت برای گذراندن وقت کتابی خریداری کند. او یک بسته بیسکوئیت نیز خرید.

او برروی یک صندلی دسته‌دارنشست و در آرامش شروع به خواندن کتاب کرد.

در کنار او یک بسته بیسکوئیت بود و مردی در کنارش نشسته بود و داشت روزنامه می‌خواند.

وقتی که او نخستین بیسکوئیت را به دهان گذاشت، متوجه شد که مرد هم یک بیسکوئیت برداشت و خورد. او خیلی عصبانی شد ولی چیزی نگفت.

پیش خود فکر کرد: «بهتر است ناراحت نشوم. شاید اشتباه کرده باشد.»

ولی این ماجرا تکرار شد. هر بار که او یک بیسکوئیت برمی‌داشت ، آن مرد هم همین کار را می‌کرد. این کار او را حسابی عصبانی کرده بود ولی نمی‌خواست واکنش نشان دهد.

وقتی که تنها یک بیسکوئیت باقی مانده بود، پیش خود فکر کرد: «حالا ببینم این مرد بی‌ادب چکار خواهد کرد؟»

مرد آخرین بیسکوئیت را نصف کرد و نصفش را خورد.

این دیگه خیلی پرروئی می‌خواست!

او حسابی عصبانی شده بود.

در این هنگام بلندگوی فرودگاه اعلام کرد که زمان سوار شدن به هواپیماست. آن زن کتابش را بست، چیزهایش را جمع و جور کرد و با نگاه تندی که به مرد انداخت از آنجا دور شد و به سمت دروازه  اعلام شده رفت. وقتی داخل هواپیما روی صندلی‌اش نشست، دستش را داخل ساکش کرد تا عینکش را داخل ساک قرار دهد و ناگهان با کمال تعجب دید که جعبه  بیسکوئیتش آنجاست، باز نشده و دست نخورده!

خیلی شرمنده شد!! از خودش بدش آمد ... یادش رفته بود که بیسکوئیتی که خریده بود را داخل ساکش گذاشته بود.

آن مرد بیسکوئیت‌هایش را با او تقسیم کرده بود، بدون آن که عصبانی و برآشفته شده باشد...

در صورتی که خودش آن موقع که فکر می‌کرد آن مرد دارد از بیسکوئیت‌هایش می‌خورد خیلی عصبانی شده بود. و متاسفانه دیگر زمانی برای توضیح رفتارش و یا معذرت‌خواهی نبود.

   چهار چیز است که نمی‌توان آن‌ها را بازگرداند...

1.    سنگ ... پس از رها کردن!

2.     حرف ... پس از گفتن!

3.    موقعیت... پس از پایان یافتن!

4.    و زمان ... پس از گذشتن!

پس بیایم یاد بگیریم که قبل از اینکه کاری بکنیم یا حرفی بزنیم یا رفتاری داشته باشیم اول خوب فکر کنیم و بعد عمل کنیم و صبر را فراموش نکنیم .





نوشته شده در تاریخ جمعه 4 شهریور 1390 توسط محمد شاملی
طبقه بندی: نکات آموزنده 

آموزش سخنرانی دینی

 

                      

استاد:

 

جناب حجت الاسلام والمسلمین پناهیان

 


اهداف سخنرانی دینی:

درمرحله اگاهی و اندیشه :

a.        اگاهی دادن

b.        قدرت تفکر ایجاد کنیم یعنی اجتهادی بتواند فکر کند یعنی باید بفهمد. قدرت تفکر تولیدی نقاد ایجاد کند(باید بتواند پرسشگر باشد)

c.        توجه به حافظه مخاطب و باید تقویت کرد : موظفید طوری حرف بزنید یادش بماند یا یاد اوری کنید

d.        ذهنیت و اصلاح تصویر ذهنی مخاطب است(مهمتر از بالا) : مردم چیزهایی بلدند ولی تصویرشان غلط است = تصویر ذهنی باید تصحیح بشه(پس وقتی در مورد موضوعی صحبت کردید باید تصویر هم بسازید که زیبا باشه) که کاری مقدماتی است

در مورد این مسائل بالا تفکر  از همه بالاتر است


بقیه آموزش در ادامه مطلب بیان شده است در صورت تمایل بر روی ادامه مطلب

کلیک کنید و وارد شوید .  با تشکر





ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ جمعه 4 شهریور 1390 توسط محمد شاملی
طبقه بندی: آموزش سخنرانی دینی 
برچسب ها: چگونه سخنرانی کنیم ؟ 

کد :                                      فیش تبلیغ                            تاریخ :    /     /     13      

موضوع کلی : اخلاقی

مخاطب: جوان

نمایه :

                             اولین قدم در سلوک

                   معنای ذکر یونسیه

 

م. عام :   نفس انسان --- شهداء

مناسبت: عام  

م. خاص :     شرمندگی از گناهان و تقصیرات

نوع مطلب :نثر  و نصیحت و شعر

خلاصه فیش  :  

 

 امام راحل  در کتاب جهاد اکبر و مبارزه با نفس می فرمایند : قدم اول در سلوک ، یقظه ( بیداری ) است . و پس از آن عزم و اراده بر حرکت به سوی محبوب .

از اولین اذکاری که علمای اخلاق به طالب حقیقت و سالک راه معنویت توصیه می کنند ، ذکر مقدس یونسیّه است که بر این نکته تاکید دارد که مردمِ جامعه و خدا را مقصر ندان و خودت را به کم کاری متهم کن.

لَا إلهَ إلّا أنتَ سُبحَانَکَ إنِّی کُنتُ مِنَ الظَّالِمینَ

استاد اخلاق ، حاج آقای امجد (حفظه الله ) در محضر یکی از عرفا خطاب به ایشان فرمودند : حاج آقا ما خیلی شرمنده ایم و چیزی جز شرمندگی نداریم . آن عارف بالله و شاگرد ممتاز مکتب هدایت الهی علامه طباطبایی فرمودند : شرمندگی خودش جزئی از بندگی است .

 

لذا شهید حسن قادری مدتی قبل از شهادتش برگه ای به یکی از همرزمانش می دهد و در آن نوشته بود :

شبهای دراز بی عبادت چه کنم ؟                             جسمِ به گنه نموده عادت چه کنم ؟

     گویند کریمی و گنه می بخشی !                             تو بخشی و من خود ز خجالت چه کنم ؟

 

 

 

منبع

کتاب : روایت مقدس                نویسنده : روایت سیره شهداء

جلد                                                                صفحه:  27

یا .....

 






 





نوشته شده در تاریخ سه شنبه 1 شهریور 1390 توسط محمد شاملی
طبقه بندی: فیش های تبلیغی 

خدا هست .......

دانشجویی سر کلاس فلسفه نشسته بود. موضوع درس درباره خدا بود. استاد پرسید :آیا در این کلاس کسی هست که صدای خدا را شنیده باشد؟کسی پاسخ نداد.
استاد دوباره پرسید:آیا در این کلاس کسی هست که خدا را لمس کرده باشد؟ دوباره کسی پاسخ نداد.
استاد برای سومین بار پرسید: آیا در این کلاس کسی هست که خدا را دیده باشد؟ برای سومین بار هم کسی پاسخ نداد. استاد با قاطعیت گفت: با این وصف خدا وجود ندارد.
دانشجو به هیچ روی با استدلال استاد موافق نبود و اجازه خواست تا صحبت کند. استاد پذیرفت. دانشجو از جایش برخواست و از همکلاسی هایش پرسید: آیا در این کلاس کسی هست که صدای عقل استاد را شنیده باشد؟ همه سکوت کردند.
آیا در این کلاس کسی هست که عقل استاد را لمس کرده باشد؟ همچنان کسی چیزی نگفت.
آیا در این کلاس کسی هست که عقل استاد را دیده باشد؟

وقتی برای سومین بار کسی پاسخی نداد، دانشجو چنین نتیجه گیری کرد که استادشان عقل ندارد.





نوشته شده در تاریخ سه شنبه 1 شهریور 1390 توسط محمد شاملی
طبقه بندی: نکات آموزنده 

پرسش و پاسخ های دانشجویی

 

 

پرسش:  الف) با توجه به برگذاری عروسیهای مبتذل در جامعه چگونه میتوان عروسی كه براساس دستور اسلام باشد برگزار كرد؟ ب) رقص در عروسی چه حكمی دارد؟ ج) رقص اجباری بدون رضایت طرفین چه حكمی دارد؟ خ) رفتن به عروسی با ساز و موسیقی چه حكمی دارد؟

 


پاسخ در ادامه مطلب ....



ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 1 شهریور 1390 توسط محمد شاملی
طبقه بندی: پرسش و پاسخ های دانشجویی 
مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
By Ashoora.ir & Blog Skin