تبلیغات
حریم ولایت
حریم ولایت
اولین خانه ی مجازی
مدافعان حریم ولایت


آقا اجازه ؟!دست خودم نیست خسته ام.در درس عشق در صف آخر نشسته ام .یعنی نمیشود که بینم سحر رسید؟درس غریب «غیبت کبری»به سر رسید؟آقا اجازه؟بغض گرفته گلویمان .آنقدر رد شدیم که
رفت آبرویمان.استاد عشق!صاحب عالم !گل بهشت باید که مشق نام تو را تا ابد نوشت

محمد شاملی

عشق بازی سید شهیدان اهل قلم سید مرتضی آوینی با شهید ملازاده در منطقه قلاویزان آغاز راهی بود که این شهید بزرگوار را به سورک روستایی در استان مازندران کشاند .

سخن گفتن از شهیدان و بزرگ مردی های آنان کاری راحت نیست اما باید گفت از عزت و مردانگی و همت والای آنان که جان ،مال و فرزند را همه و همه را برای اسلام و امامشان تقدیم کردند .

شهیدی که به حبیب بن مظاهر جبهه ها معروف بود سن و سالش شاید برای جبهه و جنگ نمی خورد اما از خیلی ها جوان تر و سرزنده تر و معتقدتر بود و در راه عشق بازی با معبودش کم نیاورد .

شهیدی که وصف حالش و هم سخنی با او برای خیلی ها زیبا و شیرین بود چراکه زیبا و شیرین سخن می گفت .

همرزمانش ، اهالی محل  و هرکسی که او را می شناخت دلخوری از او نداشت مرد کار بود و اهل دل .

شهید محمدباقر ملازاده سورکی متولد 1313 پیرمردی کشاورز زاده از تبار و پرورش یافته بیت شیخ اسماعیل ملازاده مردی عالم و بزرگ که به گواهی قدیمی های محل مورد امین و وثوق همه بود .

محمدباقر در مکتب پدرش رشد یافت و روزگار سخت و طاقت فرسای قدیم را می گذراند بی آنکه بخواهد در برابر ناملایمت و سختی های آن گله به شکایت باز کند .

در 17 سالگی پدرش را از دست داد تا خرج خانه و خانواده به عهده او باشد .

او سواد مدرسه ای نداشت اما از خیلی مدرسه رفته ها باسوادتر و داناتر بود چراکه قران را سرلوحه زندگی خویش قرار داده بود .

به گفته بزرگان خانواده ملازده ، شیخ اسماعیل پدر محمدباقر علاقه خاص و ویژه ای به این فرزندش داشت .

او بسیاری از دعاها را از حفظ بود و هموراه فرزندان خود را به خواندن آنها تشویق می کرد و به دعای صباح حضرت علی (ع) خیلی علاقمند بود و حتی در جبهه ها به رزمندگان وعده بود که هرکس این دعا را حفظ کند زمانی که شهید شدم در روز قیامت شفاعتش می کنم .

به نماز اول وقت بی نهایت اهتمام می ورزید و صبحی نبود که اهالی خانه را برای عبادت بیدار نکند .

محمدباقر عاشق زندگی ، همسرو فرزندانش بود و در کنار آنها برای رسیدن به قله های ایثار و جهاد تلاش می کرد .

این شهید گرانقدر در جوانی علاوه بر کشاورزی پیشه بنایی را جهت امرار معاش انتخاب کرد و از این نظر بنایی چیره دست در منطقه بود .


حبیب جبهه ها علاوه بر کارهای شخصی یکی از اعضای شورای اسلامی محل بوده و تا آخر عمر شریفش در راه کمک به محرومین انجام وظیفه کرد .

او در کار هم ویژگی های خاصی داشت و هموراه بر حق الناس بودن کار و مزدی که دریافت می کرد تاکید داشت .

علی اکبر مجیدی دبیر بازنشسته آموزش و پرورش که از همسایگان قدیمی این شهید بود از خصلت های خوب او برایمان گفت .

مجیدی  به  یک خصلت ارزشمند این شهید اشاره و تاکید کرد : این شهید وقتی مشغول بنایی بود زمان هایی را که صرف خوردن صبحانه ، نهار و عصرانه می کرد را محاسبه و در انتها به ساعت کاریش اضافه و همواره تاکید می کرد پولی که می گیریم باید حلال باشد .

زمانی که امام فرمان جهاد داد محمدباقر ملازده پیرعاشق مکتب خمینی شد و نتوانست در خانه بماند در نتیجه عزم را جزم و کوله را بست و آماده سفری ابدی شد .

لقب این شهید علاوه بر حبیب بن مظاهر بودن  اهالی او را ملا خطاب می کردند چراکه اهل دل ، اهل معرفت بود .

ملای جبهه های عشق در اولین روزهای عشق بازی در راه مکتب خمینی (ره) جهت بازسازی بعنوان بنا به سوسنگرد شتافت و به مدت دو سال زحمات فراوانی را کشید .

شهید اهل ریا کردن اهل اینکه حرف های بیهوده و تهی بزند نبود و همواره به خلوص نیت و پاک دستی مطرح بود .

پس از باسازی سوسنگرد چیزی گمشده در درون خود دید و به هیچ طریقی آرام و قرار نداشت  و بعنوان بسیجی در عملیات هایی شرکت کرد از والفجر 8 گرفته تا آزادسازی مهران ، کربلای 1 و 4 .

محمدباقر به گواه همرزمانش از معنویت خاصی برخوردار بود و در بین رزمندگان بعنوان پدر پیر روحیه بخش آنها مطرح بود .

عشق بازی سید شهیدان اهل قلم  سید مرتضی آوینی با شهید ملازاده در منطقه قلاویزان آغاز راهی بود که این شهید بزرگوار را به سورک روستایی در استان مازندران بکشاند .

شهید آوینی چنان شیفته محمدباقر می شود و در رسای این شهید قلم فرسایی می کند که گویی سال هاست که او را می شناسد و اوج هنر آوینی در مستند دلباخته در مجموعه با ارزش روایت فتح گردآوری می شود وتا امروز بارها و بارها بیان رسا و شیرین شهید ملازاده از شبکه های مختلف کشور بازپخش می شود .

شهید ملازاده برای جانثاری و احیای دین خدا به جبهه رفته و زن و مال دنیا را بی ارزش می پنداشت .

سخنان پرجذبه و روستایی گونه ملای جبهه ها دل در دل آوینی نگذاشت و با او کاری کرد تا به همراه گروهش کیلومترها راه را بپیماید تا به سورک بیاید و از نزدیک با محمدباقر دلباخته حق و حقیقت بیشتر هم سخن شود .

 آوینی در سورک از زبان این شهید شنید که هرچقدر که سن و عمر داشته باشی باید به زیر خاک بروی اما اینکه چگونه به دیار معبود خویش بروی مهم است و شهادت زیباترین و غیرقابل وصف ترین راه رسیدن به خداست .

گویی پپوندی عمیق قلبی بین آوینی و ملازاده در هم تنیده شده بود بطوری که آوینی در عملیاتی دیگر که شهید ملازاده وعده اش را به او در سورک داده بود بدنبال او می گشت و بازهم با هم همراه و هم سخن شدند .

حاج محمد محمدزاده جانباز و پدر شهید هادی محمدزاده در خصوص ویژگی های بارز این شهید می گوید که او واقعا ساده دل و شیرین بیان بود .

حاجی محمدزاده به شب عملیات کربلای 4 اشاره می کند و می افزاید : لشکر 25 کربلا بعنوان خط شکن انتخاب شده بود و ما بچه های سورک که بیش از 40 نفر بودیم بعنوان غواص باید عمل می کردیم .

این پدر شهید گفت : همه مشغول آماده شدن بودیم اطرافم را گشتم دیدم ملا نیست  ، به سنگرهای اطراف رفتن برای اینکه ببینم ملا کجاست ناگهان دیدم او با یک گروهانی که مشغول خواندن نماز جماعت است نمازجماعت را اقامه می کرد و پس از پایان نماز سرش بر سجده بود و چنان گریه می کرد که انگار نزدیک ترین فرد به او از دنیا رفته باشد .

حبیب جبهه ها آن شب آخرین شبی بود که حبیب زمینان بود  و دیگر گویی قصد نداشت در این دنیا بماند .

ملازاده دل به اروند زد تا بهترین و شیرین ترین مرگ را در آغوش کشد ،او رفت تا زمانه ثابت کند که همچون حبیب کربلا حاضر است در راه امامش جان بدهد.

سردار حاج حسین ملازده فرزند این شهید و از جانبازان 8 سال دفاع مقدس از خاطرات این شهید بسیار برایمان گفت : از بزل و بخشش به مستمندان تا تلاش و کوشش در زندگی .

فرزند شهید ملازده  به آموزش های پدرش در شرایط سخت اروند اشاره می کند و می گوید: زمانی که در جبهه بودم برای دیدار با پدرم به اروندکنار رفتم و وقتی دیدم چگونه لباس غواصی را به تن کرده و در آن سوز و سرما و شرایط بد جوی با آن سنش در اروند آموزش می بیند اشک از چشمانم جاری شد که چگونه می شود عشق به مکتب حسین (ع) و امام (ره)  اینگونه آدم را فدا می کند .

شهید ملازاده در عملیات کربلای 4 با گلوله مستقیم آرپی جی به دیار حق می شتابد .

خیلی ها او را از نظر شباهت ظاهری به قافله سالار لشکر 25 کربلا سردار حاج حسین بصیر نسبت می دهند که بی راهه هم نیست .

باید ذکر کنم که 40 نفر از رزمندگان روستای سورک در این عملیات حضور داشته و در نهایت 8 تن به شهادت رسیدند .

تشیع جنازه شهید ملازاده این پیر عاشق زنده دل بگونه ای خاص و پرمعنا بوده است .

زمانی که قرار بود 8 شهید روستای سورک در یک روز تشییع شوند جنازه این شهید اشتباها از معراج شهدا به مشهد مقدس می رود و پس از طواف در بارگاه ملوکتی ثامن الحجج (ع) به روستای سورک بازگردانده می شود و به تنهایی و در روزی دیگر بر دست مردم دیارش تشییع می شود .

حاجیه خانم رعیتی همسر شهید ملازده که سال هاست بدلیل بیماری روی تختی در منزلش بستری است در گفتگو با ما شهید را منحصر به فرد می دانست .

همسر شهید ملازاده که زنی خوش صحبت و خوش برخورد بود به ما گفت : یکی از ویژگی های شهید مظلوم بودن او بود .

وی افزود : گاهی از همه طرف به این شهید فشار می آمد از طرف خانواده ، فرزندان ، مادر و... اما شهید با سعه صدر با همه رفتارمی کرد و هیچ گاه ندیدم که او عصبانی شود .

حاجیه خانم رعیتی گفت : شهید ملازاده ماه بود ، الان هم اکثر اوقات او را در خواب می بینم و همواره هم لبخند بر لب دارد .

بخشی از وصیت نامه شهید : « ای انسان هایی که هنوز بیدار نشده اید و در خواب غفلت می باشید ، بیائید کمی فکر کنید و دست از فساد و فحشا بردارید و بسوی خدایتان روی آورید که همه از خدائیم و به سوی او باز خواهیم گشت ».

یادآور می شوم شهید محمدباقر ملازده در تازیخ 4/10/1365 در عملیات کربلای 4 به شهادت رسید .

در پایان شایان ذکر است که از خانواده ملازاده ، عمو و برادرزاده ها 10 نفر در جبهه ها حضور داشتند و از این بین دو شهید و مابقی جانباز و ایثارگر تقدیم اسلام ، انقلاب و نظام کردند .





نوشته شده در تاریخ سه شنبه 1 بهمن 1392 توسط محمد شاملی
مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
By Ashoora.ir & Blog Skin