تبلیغات
حریم ولایت
حریم ولایت
اولین خانه ی مجازی
مدافعان حریم ولایت


آقا اجازه ؟!دست خودم نیست خسته ام.در درس عشق در صف آخر نشسته ام .یعنی نمیشود که بینم سحر رسید؟درس غریب «غیبت کبری»به سر رسید؟آقا اجازه؟بغض گرفته گلویمان .آنقدر رد شدیم که
رفت آبرویمان.استاد عشق!صاحب عالم !گل بهشت باید که مشق نام تو را تا ابد نوشت

محمد شاملی

امشب نیز خواب از چشمانم گریخته­است.

و من، به دنبال مأمنی هستم تا تنهایی لحظه­های بی­حضور تو را با او قسمت کنم.

و به راستی چه پناهگاهی بهتر از خودت؟!

نمی­دانم کجایی و کی  وعده­ی ظهورت تحقّق خواهد یافت،

اما،  ندایی در درونم می­گوید:

دوست پا در رکاب خواهد شد                       یار مالک رقاب خواهد شد

 

با این امید زنده­ام که گاه آمدنت غبار کفش­هایت را سرمه­ی چشمانم کنم.

بیا، بیا که جهان تاریک شده است  و دلمان تنگ،

بیا، بیا که طعنه­ی اعداء نمک بر زخم ندیدنت می­زند، بیا

بیا و یوسف­وار، پیمانه­مان را پر کن،

                   یا شمیمی از بوی پیراهنت را به دل­هایمان هدیه نما.


p;</o:p></span></p> <p clas s="MsoNormal" dir="RTL" styl



نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 20 تیر 1392 توسط محمد شاملی
طبقه بندی: دل نوشته 
مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
By Ashoora.ir & Blog Skin