تبلیغات
حریم ولایت
حریم ولایت
اولین خانه ی مجازی
مدافعان حریم ولایت


آقا اجازه ؟!دست خودم نیست خسته ام.در درس عشق در صف آخر نشسته ام .یعنی نمیشود که بینم سحر رسید؟درس غریب «غیبت کبری»به سر رسید؟آقا اجازه؟بغض گرفته گلویمان .آنقدر رد شدیم که
رفت آبرویمان.استاد عشق!صاحب عالم !گل بهشت باید که مشق نام تو را تا ابد نوشت

محمد شاملی

دفتر انشاء

shohada_nasr19.ir(67)

همیشه از خرمشهر صحبت می کرد . یک بار هم با دستکاری شناسنامه اش می خواست به جبهه اعزام شود که مانع اش می شوند . در دفتر انشایش مینویسد :

(( امسال از رفتن من به جبهه جلوگیری کردند اما خدا میداند که چه آتشی در وجودم شعله می کشد . می خواهم به جبهه بروم تا به دشمن بگویم ، وقتی نُه ساله بودم مرا از خانه ام بیرون کرده ای . حالا یک جوان پانزده ساله ام . برگشته ام تا تو را از خاکم بیرون کنم . دست تو را قطع کنم تا دیگر هوس نکنی به وطن من چپ نگاه نکنی . ))

 

 

منبع : کتاب نیمکت های سوخته ، ج 2

                                                                               



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 4 اردیبهشت 1392 توسط محمد شاملی
مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
By Ashoora.ir & Blog Skin