تبلیغات
حریم ولایت
حریم ولایت
اولین خانه ی مجازی
مدافعان حریم ولایت


آقا اجازه ؟!دست خودم نیست خسته ام.در درس عشق در صف آخر نشسته ام .یعنی نمیشود که بینم سحر رسید؟درس غریب «غیبت کبری»به سر رسید؟آقا اجازه؟بغض گرفته گلویمان .آنقدر رد شدیم که
رفت آبرویمان.استاد عشق!صاحب عالم !گل بهشت باید که مشق نام تو را تا ابد نوشت

محمد شاملی

                       بوی فراغ میدهد این گریه های من

ماتم گرفته شال سیاه عزای من

                     شرمنده ام که از غم زینب نمرده ام

آقا ببخش ، درگذر از این خطای من

ای عزیز سفر كرده! ای سرور! ای مولود!

جهان امروز بیابانی را ماند تیره و تار؛

كه در دل این بیابان، در عمق این ظلمت؛ و در قعر این سیاهی، حصاری كشیده اند از دام شیطان، و ایادی شیطان مأمورند به راندن شیعیان تو به این دام.

یابن الحسن! ای صاحب زمان! در این میان، چشمان وحشتزده­ی یارانت، جان­های به حلقوم رسیده­ی شیعیانت؛ و دل­های لرزان محبّانت، تنها یك امید دارند.

و می­دانی كه این امید تو هستی!

پس ای آخرین امید! مباد كه دست دلدادگانت، از دامان تو كوتاه بماند.

ای دستگیر واماندگان! ای دلگرمی بی­پناهان! ای مأوای بال و پر شكستگان! ای چراغ راه گمگشتگان! ای زینت عرش الاهی! ای افتخار آل­طاها! ای منتقم آل رسول! ای پور زهرای بتول! و ای آخرین از آل یاسین!

مگذار جهل و گمراهی بر شیعیانت، اگر چه نالایقند فائق آیند.

برخیز! برخیز؛ و صفحه­ی دین را از زنگار كوته­اندیشی جاهلان و نیرنگ دشمنان پاك كن؛ و پایه­ی سست شده­ی دین را استوار و پابرجا ساز. ای همه­ی دین ما! ای همه­ی ایمان ما! ای همه­ی عشق و علاقه­ی ما! ای همه­ی هستی ما! و ای همه­كس ما بی­كسان! بیا كه كودكان ما به گلِ نوجوانی شكفته­اند؛ جوانان ما، راه پیری را پیش گرفته­اند؛ بسیاری از سالخوردگان ما رفته­اند؛ و صد افسوس كه تو را ندیده­اند.

ای مهدی! حسرت یك لحظه دیدار، دل­های شیفتگانت را گداخت و امید وصل تو جان­های به لب رسیده را به نسیم لطف بنواخت. گوش­ها منتظر انتشار سرود ظفر و چشم­ها در اشتیاق دیدار رهبر، نفس­ها در سینه حبس؛ و تو ای حبیب، هم­چنان در پس پرده­ی غیبت نهانی و نمی­دانیم تا كی، آخر تا كی در پس این حجاب میمانی. ای یوسف زهرا! ای طاووس اهل جنت! ای سفیر حق؛ و ای بلندای برج ولایت را  اختر!

 

بیا بیا كه سوختم ز هجر روی ماه تو                           بهشت را فروختم به نیمی از نگاه تو

تمام عمر دوختم دو چشم خود به راه تو                      به این امید زنده­ام كه گردم از سپاه تو






نوشته شده در تاریخ دوشنبه 13 آذر 1391 توسط محمد شاملی
طبقه بندی: دل نوشته 
مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
By Ashoora.ir & Blog Skin